رضا قلى ميرزا نايب الاياله

35

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )

و ثلث آن را به مصرف رسانيده مملكت ايران را با وجود اينهمه دشمن به جهت تو مسخر كردم و خيال من چنين بود كه ثلثى از آن دسته را به مصرف روم و تركستان و ثلثى را به مصرف فرنگ و هندوستان رسانم اينقدر شاه مهلت دهد كه آن خدمات را به تقديم رسانم حسرتى عظيم را به خاك نبرده باشم . از آن‌جائيكه تغير شاه نسبت به او بسيار بود خود از جاى جسته دست قتل قائم‌مقام بخنجر برده و بسوى او دويده خنجرى بشانهء او زده فرمود او را گرفتند و در سردابه حبس نمودند و جمعى را تعيين به شهر كرد كه خانهء او را ضبط كرده متعلقان و پسرانش را گرفته بسياست رسانيد . بفرمودهء شاه دقيقه [ اى ] خانوادهء او را برچيدند نه مالى و نه كاشانه [ اى ] از او باقى نماند و خود او را در همان شب در سردابه ، كرباس بسيار بحلقش كردند و بضرب سنبه تفنگ زدند تا نفسش قطع شد و نعش او را در شب به تخت روانى گذاشته و در شاهزاده عبد العظيم مدفون گرديد . ماه جاه قائم‌مقام غروب نموده و كوكب اقبال ميرزا آقاسى از افق اقبال و فيروزى طلوع كرد . در بيان بردن شاهزادگان بقلعهء اردبيل و كيفيت آن حصار و محبوسين آن قلعه مذكور گرديد كه در شب گرفتارى قائم‌مقام جمعى معيّن نمودند كه بخانهء وى رفته متعلقان و مخلّفات وى را ضبط كنند . آنجماعت كه روان شدند به شهر كه رسيدند به جهت اخذ و عمل خود ، هركسى راهى با قائم‌مقام داشت او را متّهم كرده ، دست‌اندازى ميكردند . اكثر لشكر